09211692790



یکشنبه , 22 بهمن 1396
  • قیمت : رایگان


پيكره طب گياهي اسلامي كه وارث مكتب هاي طب هند، چين، ايران، مصر باستان و يوناني بوده است انباشته از گياهان دارويي متنوع است؛

Alternate Text

گياهان داروئی:
در فصل دوم رساله تذكره البيب في ملاحظات الطبيب؛ حضرت آيت الله سيدعبدالله بلادي بوشهري به توصيف و شرح داروها و گياهان دارويي كه عام النفع و در طي ساليان دراز شايعترين انواع كاربردي بوده اند پرداخته است. او اين دارونامه را جهت راهنمايي خانواده ها از موارد استفاده  و كاربرد گياهان دارويي براي بيماري هاي گوناگون تدوين كرده است. البته خود او متذكر شده است كه هر گاه خانواده ها بيماران خود را در وضعيت سخت مرضي يافتند مي بايست به اطباء حاذق ارجاع نمايند و پيش خود دوا ندهند تا در خطر بزرگ تر نيفتند.
در هر صورت پيكره طب گياهي اسلامي كه وارث مكتب هاي طب هند، چين، ايران، مصر باستان و يوناني بوده است انباشته از گياهان دارويي متنوع است؛ اما در فصل دوم رساله آيت الله بلادي او ذكر دارو و گياهاني دارويي پرداخته است كه عموماً سمي نبوده و پژوهش هاي كافي در مورد اثرات درماني آنها در گستره زمان انجام شده است.
آيت الله سيدعبدالله بلادي بوشهري در آغاز اين فصل مي نويسد:
”بايد دانسته شود آنكه عقاقير و ادويه كه در اين فصل مذكورند فقط قسمتي معدود از ادويه ايست كه اطباء يونان و پس از آنها اطباء ايرانيان و اطباء عرب ها پس از سال هاي دراز و امتحانات زياد پي به منفعت آنها و بي خطر بودن آنها برده اند و از ادويه مشهودة معروفه است در نزد آنها كه همه وقت و همه جا و به همه كس حتي به اطفال كوچك هم داده اند و اگر چندان از بعضي از آنها نفع نديده باشند، ضرر هم نديده اند و ادويه سميه هم در آنها نادر است و اگر بعضي سميت داشته است تصريح بسميت آن نموده اند. “
اين حكيم روحاني نزديك به 200 دارو و گياه دارويي اشاره نموده است كه ما در اين بخش به تعدادي از كياهان دارويي به همان اسامي كه او نام برده است مطابق با نام تاكسونوميك آنها اشاره مي كنيم و به كاربردهاي شناخته شده و مورد تأييد طب مدرن آنها كه ماحصل كار آزمايي هاي باليني طي پژوهش هاي پزشكي باليني و طب گياهي متكي بر شواهد Evidence-basd Herbal Medicine  بوده و در بانك هاي اطلاعات طب گياهي ثبت شده است اشاره مي كنيم. بي شك اين بخش مي تواند بعنوان ماده خام جهت طراحي و اجرا پروژه هاي پژوهشي در گستره گياهان دارويي، مورد استفاده  دانشجويان و دانش پژوهان قرار گيرد.

Myrtus Communis
 
اس  :برگ هاي آن قابض، تونيك و ضدعفوني كننده است. دم كرده برگ هاي آن بصورت استعمال خارجي، توانايي ايجاد بهبودي و ضدعفوني زخم ها و جراحات را دارد و مصرف آن نيز مي تواند در درمان بيماري هاي سيستم ادراري و گوارشي مؤثر باشد. عصارة روغني آن نيز بشدت، اثر ضدعفوني كننده و ضد نزله داشته و در اسپانيا براي درمان عفونت هاي برونش ها و شش ها استفاده مي شود.
 
 
        Cymbopogon olivieri

    
اذخر:از تيره غلات است. گياهي است پايا مخصوص نواحي گرم و مرطوب جنوب ايران. برگ هاي باريك و دراز با غلاف كاسه اي شكل، سنبلك هاي بازو به تعداد زياد در طول سنبله انتهايي، از علائم مشخصة گياه است.
ابوعلي سينا، فايدة آن را در وهلة اول در گل و بعد در شكوفه، ريشه و ساقة آن دانسته است. او متذكر شده است كه ريشة اين گياه، معده را قوت مي بخشد و اشتها را برمي انگيزد و در مداواي ورم معده و كبد مفيد است و در تسكين درد زهدان بسيار مؤثر است. برگ هاي زيرين آن را نيز تا زماني كه تر و تازه اند، چنانچه بر جاي نيش زدگي حشرات زهري بگذارند، تسكين بخش است.

 
                                      Asarum europaeum
اسارون: در زمان يونان باستان از گياهان دارويي مشهور بوده و براي درمان ناراحتي هاي كليوي و براي معطر ساختن شراب بكار مي رفته است. براي مصارف دارويي، ريزوم و بعضي مواقع، برگ هاي آن را جمع آوري مي كنند.
ايزوم گياه را پس از درآوردن از خاك، تميز كرده و به شكل لايه هاي نازك در حرارتي كه از 35 درجه سانتي گراد فراتر نرود خشك مي كنند. اين ريزوم داراي يك اسانس روغني است كه در صورت كريستال كردن آن، آزارون، نشاسته، رزين و مواد ضد باكتري حاصل مي شود. مزة آن تلخ است و از آن بعنوان قي آور، مدر و سهلي ضعيف استفاده مي شود. آزاره در درمان ناراحتي هاي كليوي يا مجاري ادرار، كبد و همچنين در درمان ورم هاي مجراي تنفسي استفاده مي گردد. طب سنتي عليه الكليسم با بكار بردن اين گياه در تركيبات دفع سموم سودمي جسته است. تمام اين گياه از جمله ريزوم آن سمي است و مصرف مقدار زيادي از آن باعث غلبه خون در ناحية لگن خاصره مي شود كه اين امر خصوصاً براي خانم هاي باردار خطرناك است.
 

 
                                        Nepeta menthoides
 
اسطوخودوس: گياهي است پايا، علفي و مخصوص نواحي پرآب كه برگ هايي كشيده و بيضوي شكل آن، كناره هاي دندانه دار داشته، گل هاي آن به تعداد زياد بصورت اجتماعاتي در طول ساقه و متراكم در انتهاي شاخه ها ديده مي شوند. اين محصول به عنوان برطرف كننده دردهاي معدي و نيز آرام بخش و تب بر مصرف سنتي دارد.
ابوعلي سينا، آپ پز آن را بعنوان مسكن دردهاي پی و دنده ها ذكر كرده است و يادآور شده است كه شربت آن در مداواي بيماري هاي سرد عصب، بهترين دارو است و آن راد ر علاج ماليخوليا و صرع سودمند جسته است.

       Dorema ammoniacum
اشق: هنوز در طب غربي و هم طب هنديكاربرد دارد و در فارما كوپه انگليسي در ليستداروهاي ضد اسپاسم و خلط آور محركه رفع
موكوس غليظ از دستگاه تنفسي قرار دارداين گياه بعنوان درمان اختصاصي برونشيت مزمن، آسم و سرفه هاي دائم استفاده مي شود. همچنين گاهي بعنوان محرك عرق و قاعدگي كاربرد دارد
  Glycyrrhiza glabra
اصل سوس: در طب يوناني براي آسم، بيماري هاي ريوي و زخم هاي دهاني استفاده شده است. در كار آزمايي هاي باليني متعددي، نقش مشتقات آن در درمان زخم هاي معده اي نشان داده شده است. در يك مطالعه از انگلستان، استفاده از Caved-S كه حاوي گليسيريزين (Glycyrrhizin) بوده است در يكصد بيمار باز زخم گاستريت توانسته اند تأثير مساوي آن را با داروي راني تيدين پس از 8 هفته مصرف نشان دهند.
بيش از 25 سال، در چين و ژاپن براي درمان هپاتيت مزمن استفاده مي شده است. در يكي از مطالعات ژاپني، نشان داده شده كه گليسيريزن مي تواند مانع از ايجاد سيروز و سرطان كبدي شود. در يك مطالعه كه در اروپا انجام شد، اثر بهبودي آن در فعاليت كبدي در بيماران با هپاتيت C نيز نشان داده شد. از استفاده هاي ديگر، كاربرد آن در بيماري آديسون براي تحريك غدد آدرنال است. همچنين بعنوان يك مسهل ملايم نيز كاربرد دارد.
 
 


                                    Artemisia absinthium             
افسنتين: پژوهش ها بر روي اين گياه از سال 1970 آغاز گرديد و نشان دادند كه طيفي از محتويات آن عامل اثرات طبي اش مي باشد. بسياري از اين اجزاء تلخ بوده و با تحريك گيرنده هاي روي زباني، موجب تحريك معده و ترشحات ديگر دستگاه گوارش مي شوند. در مطالعه اي كه در سال 1995 در پاكستان انجام شد، نشان داده شد كه اين گياه، نقش بسيار پراثري در محافظت از كبد از طريق مهار آنزيم هاي متابوليكي در درون كبد دارد. نقش بسيار مهمي در رفع قواي هضم ضعيف دارد و موجب افزايش اسيد معده و توليد صفرا شده و هضم را بهبود و جذب مواد مغذي را تسريع مي كند. همچنين بعنوان داروي سنتي براي رفع كرم استفاده شده است كه به نظر مي رسد اثر متوسطي در اين خصوص داشته باشد.
نقش ضدالتهابي آن، استفاده اش را در عفونت ها سودمند نموده است و گاهي نيز بعنوان ضد افسردگي استفاده شده است.
 
 




    Papaver Somniferum
افيون: يك ناركوتيك، مسكن و ضد اسپاسموديك قوي است كه جهت رفع درد  در تمام انواع بكار مي رود. در تمام سنت هاي طب گياهي، بعنوان دارويي سرد كه توليد كاهش فعاليت فيزيكي، تسكين و منع فعاليت سيستم عصبي، درد و سرفه مي كند ياد شده است. همچنين بعنوان دارويي مفيد در اسهال حاد و سرفه هاي شديد مفيد است.
 
 
 
 
   Pimpinella anisum
انيسون: دانه هاي آن براي رفع سوء هاضمه و تهوع
كاربرد دارد و بصورت رايج براي رفع كوليك نوزادي و
كودكان مصرف مي شود. خواص ضد اسپاسم آن براي
مقابله با دردهاي قاعدگي، آسم، سياه سرفه و برنشيت
سودمند نموده است. نقش اسپكتورانت آن براي بيماريهاي تنفسي بسيار مؤثر است. همچنين موجب افزايش توليد شير شده و در درمان كاهش ميل جنسي در مردان مؤثر است. اسانس آن نيز براي موارد مشابه و استعمال خارجي آن براي درمان شپش و جرب كاربرد دارد.
 
 
           Astragalus fasciculifolius
         انزروت: انزروت يا كنجيده سرخ و سفيد، قطعات تقريباً كروي و كوچك (بقطر تا 2 ميلي متر) به رنگ زرد سفيد يا سرخ و شفاف بلوري شكل هستند كه اغلب به يكديگر چسبيده و قطعات درشتري را تشكيل مي دهند و در اثر كمترين فشار شكسته مي شوند. اين قطعات بلوري و شفاف، ترشحات صمغي حاصل از نوعي گون تيغ دار بنام علمي  Astragalus fasciculifolius است كه خواصي شبيه به كتيرا داشته در اثر جذب آب، محلول كلوئيدي و چسبناك را ايجاد مي كنند. مزه آن تلخ و كمي شيرين و تند است و بوي مشخصي ندارد. شكل ظاهري صمغ و وجود حشره اي سخت بالپوش و بسيار كوچك كه در نتيجه خرده نگاري يافت گرديده است، نشان مي دهد كه اين صمغ  مي بايستي در اثر فعاليت حشره ايجاد شده باشد. وجود خار و بر گچه هاي بيضوي شكل در صمغ، تعلق آن به گونة ياد شده را تأييد مي كند. اين صمغ به عنوان تسكين دهنده درد و نرم كننده و شفاف كننده پوست و همچنين بصورت مشمع در شكسته بندي  ها مصرف سنتي دارد.


 



Balanites aegyptica    
 
اهليلج: درختي خاردار و داراي برگهاي ساده و گوشت دار با طعم شيرين و لعابي است. در نواحي مختلف منطقة سودان پراكندگي دارد. برگ هاي آن به حالت خام و يا پس از خشك كردن، خرد نمودن و مخلوط كردن با صمغ، به مصرف تغذيه مي رسد. گاهي نيز برگ هاي گياه را مي پزند و از آن نوعي نان يا نان قندي تهيه مي كنند.
        در دانه اين گياه، معادل 40 درصد، روغن موجود است كه براي مصارف صابون سازي مي توان از آن استفاده به عمل آورد. ميوة نارس و سبز آن، اثر كرم كشي دارد و به عنوان دفع كرم مصرف مي شود.


 
Tripleurospermum disciforme
         
بابونج: از تيرة كاسني است كه گياهي علفي بوده و بصورت علف هرز در اكثر مزارع و باغات مناطق مركزي و جنوبي ايران رويش دارد. كاپيتول هاي نسبتاً درشت گياه، گل هاي زبانه سفيد را در كناره و گل هاي لوله اي زرد رنگ را در وسط دارند و كلاً دكمه اي شكل به نظر مي رسند. ساقه هاي بسيار منشعب آن داراي برگ هايي با تقسيمات فراوان، شبيه برگ شويد است.
    ميوة گياه تقريباً دوكي شكل بوده داراي سه برجستگي طولي سفيد رنگ كاملاً مشخص است. گونة اصلي بابونه گياهي با نام علمي Matricaria chammomilla است كه ميوه هاي آن دو برجستگي قرمز رنگ مشخص در گونة فوق را نداشته و با نمونة فعلي موجود در بازار دارويي نيز مطابق نيست. برخي از منابع بابونه را معادل با گياهي با نام علمي Anthemis nobilis ذكر كرده اند كه بدليل عدم وجود اين گونة در ايران، كاملاً نادرست مي باشد. بابونه بعنوان آرام بخش، ضد خونريزي، تقويت كننده معده در مصارف داخلي و ضدعفوني كننده و ترميم كننده و نيز شستشو دهنده و ايجاد كننده رنگ طلائي براي مو، مصارف سنتي دارد.




 
    Achillea eriophora    
         
برنجاسف: طيف وسيعي از اثرات درفرهنگ هاي مختلف گزارش شده است. بعنوان يك ديافورتيك، ضد تب، قابض، مسكن، ضدالتهاب، ضد اسپاسم و مدّر استفاده شده است. موارد مصرف سنتي شامل موارد تب، سرماخوردگي، بيماري هاي دستگاه گوارش، هموروئيد، كرامپ هاي قاعدگي، منوراژي و مشكلات اداري تناسلي مي باشند. همچنين براي زخم ها،  خون مردگي ها، پيچيدگي مفاصل و بثورات جلدي بكار مي رود.
 


    Linum usitatissimum

بذرکتان: بذر كتان از لحاظ داشتن مقادير فوق العاده از الفا- لينولينيك اسيد، يك اسيد چرب اشباع نشدة چندگانه امگا- 3 بسيار حائز اهميت است. پژوهش هاي اخير نشان داده اند كه روغن هاي امگا- 3 داراي فعاليت ضد سرطاني بوده و همچنين محافظ قلب و عروق بود و اختلالات قلبي را كاهش مي دهند.
        از استفاده هاي اين بذر بعنوان يك مسهل پرحجم، بويژه در پوست مزمن است. اثرات آرامبخش، ضدالتهابي و كاهش تحريك و آماس را در روده ها در موارد كوليت، رودة تحريك پذير و هموروئيد دارااست. نقش آن در سرفه هاي مزمن يا دوره اي، برونشيت و آمفيزم و التهاب مثانة مزمن اثبات شده است.


 
Viola oclorata
        بنفشه: اين گياه حاوي اسانس هاي فلاونوئيدها (كه عنصر اصلي تركيب كنندة آنها يك ستن به نام ايرون مي باشد)، ساپونين و اسيدهاي آلي مي باشد. گل هاي آن حاوي يك مادة رنگي آلي به نام ويولاروبين هستند.  اين گياه را براي مداواي ناراحتي هاي تنفسي، كاتاره برونشيك، سياه سرفه و زكام بكار مي بردند. خيسانده سردي از آن به مقدار يك قاشق مرباخوري در يک فنجان آب تهيه مي كنند. يا اينكه شربتي از گل هاي آن درست مي كنند كه خلط آور بوده و اغلب به كودكان داده مي شود. همچنين در جوشانده هاي مدر و ضد روماتيسمي بكار مي برند در مصارف خارجي از آن در كمپرس هاي ضدالتهاب و براي پاك كردن زخم هاي عفوني، جراحت ها و ناراحتي هاي پوستي استفاده مي كنند.
 



 
                         Alhagi pseudoalhagi
        ترنجبين: ترنجبين نوعي مان يا ماده قندي است كه بصورت گلوله هاي ريز و سفيدرنگ يا زرد و يا كمي متمايل  به قهوه اي ديده مي شود. در صورت ناخالص بودن ترنجبين، مي توان خارهاي نوك تيز و نيز ميوه هاي قرمز رنگ و تسبيحي شكل گياه مولد را در بين نمونه بازار دارويي پيدا نمود. اين مان براحتي در آب حل مي شود و طعم شيرين دارد. ترنجبين در اثر فعاليت نوعي حشره سخت بالپوشي (احتمالاً از جنس Larinus ) بر روي سرشاخه هاي جوان گياه خارشتر به نام علمي Alhagi pseudoalhagi حاصل مي گردد و از نقاط گرم و خشك، بخصوص نواحي جنوب خراسان جمع آوري مي شود. ترنجبين بعنوان ملين و تب بر در بيماري هاي واگير و طعم دهنده مصرف سنتي دارد.
 

 


 
 
                                        Tamarindus indica
        تمر هندی: موجب تسريع در هضم، رفع سوء هاضمه، تسكين گلودرد و بعنوان مسهلي ملايم عمل مي كند. در طب Ayurvedic، جهت افزايش در اشتها  و قوت بخشي در عملكرد معده تجويز مي شود. همچنين براي رفع يبوست و درمان ديسانتري استفاده مي شود. در جنوب هندوستان، سوپ آن براي درمان سرماخوردگي و كاتاره استفاده مي شود. در طب چيني، بعنوان يك گياه خنك كننده در درمان گرمازدگي استفاده مي شود. همچنين براي كاهش اشتها، تهوع و استفراغ در حاملگي تجويز مي شود.
 

                                    

 
 

 
    Solanum nigrum    
        تاج ريزی: عبارت است از ميوه هاي كروي شكل با پوسته نازك و تعداد زيادي دانه، برنگ قرمز يا قهوه اي روشن است كه دانه هاي آن بطور وضوح ديده مي شود. اين ميوه ها متعلق به گياهي است بنام تاجريزي  و يا نام علمي Solanum nigrumكه علف هرز زراعي و باغات ايران است و بصورت بوته اي سبزرنگ يا برگ هاي كوچك و ميوه هاي قرمز رنگ و كوچك شبيه به گوجه فرنگي ديده مي شود، تا جزيري علاوه بر مصارف خوراكي، به عنوان پايين آورندة تب و بندآورندة خون و ضد درد مصرف سنتي دارد.
 

                                    


 
 Allium satium
  سير: سير يكي از قديمي ترين داروهاي گياهي است . از آن به عنوان افزودني طعم دهنده از گذشته هاي دور استفاده مي شده و خواص گوناگوني در فرهنگ هاي مختلف براي آن قائل بوده اند واز آن در درمان عفونت ها ، زخم ها ، بيماري هاي تنفسي ، اسهال ، روماتيسم ، بيماري هاي قلبي ، ديابت وساير بيماري ها استفاده مي شده است. در حال حاضر بيشترين مورد مصرف آن به عنوان يك داروي گياهي آنتي اكسيدان و ضد انعقادي در پيشگيري از بيماري هاي قلبي ، آترواسكلروز و سرطان  مي باشد بطور گسترده از آن در كنترل ميزان كلسترول و فشار خون نيز استفاده مي شود. البته عليرغم وجود مقالات و مطالعات فراوان در مورد سير ، تفاوت نظرهايي در مورد خواص آن  نيز وجود دارد.
سير يك ماده فعال فارماكولوژيك دارد ( تركيبات ارگانيك سولفور )  كه اصلي ترين آن ها S-alkylcystein Sulfoxide  و پيش سازهاي آن و مشتقات سيستئين مثل  allicin  مي باشند. ماده اصلي همان allicin  و يا تركيباتي نظير آن هستند كه زماني كه سير خرد يا جويده و يا بريده مي شود ايجاد مي شوند، كه اين اعمال موجب آزاد شدن آنزيمي (allicinase)  مي شوند كه باعث تبديل شدن alliin   به تركيب ناپايدار allicin  مي شوند. Allicin  و تركيبات آن  باعث توليد بوي مخصوص سير مي شوند و خواص مهم دارويي و فارماكولوژيك سير را به آن منتسب مي دانند.
تركيبات ديگر موجود در سير ajoene  است كه عصاره اي از allicin  است كه در روغن له شده سير يافت مي شود.  كه اين تركيب نسبت به خود allicin  پايدار تر است ولي عملكرد آن پس از خوردن در بدن مشخص نيست.
تركيبات كم بوتر نظير ( S-alkylcystein) SAC  نيز داراي خواص بيولوژيكي مي باشند. در مورد اينكه كداميك از اين تركيبات در ابتدا مسئول خواص سير در بدن انسان است يك نظريه دقيق وجود ندارد ولي احتمالاً  allicin  و تركيبات ناشي ازآن مسئول اثر ضد ليپيدي در بدن مي باشند.
تركيبات سير باعث فيبرينوليز مي شوند و از تبديل آراكيدونيك اسيد به ‍PG  ها جلوگيري مي كنند ودر مطالعات حيواني نشان داده شده است كه تجمع پلاكت ها را نيز كاهش مي دهند.
 در 4 مطالعه انساني خاصيت ضد تجمع پلاكت ها را بطور متوسطي نشان داده اند ولي  نتايج متفاوتي  در مورد خاصيت فيبرينوليتكي آن به دست آمده است.
از خواص ديگر سير اثر آنتي اكسيداني است كه مي تواند مكانيزهاي دروني حفاظتي بدن را برعليه توليد راديكال هاي آزاد را فعال سازد.
اثر كاهنده فشارخون عصاره مايع سير در حيوانات مشخص شده است. در ضمن خاصيت ضد ميكروبي بر عليه باكتري هاي مختلف  ، قارچ ها و انگل ها نيز دارد كه مسئول اين اثر تركيبات  ajoene  و تركيبات تيوسولفونيت است.
در ضمن بيشترين تركيبي كه مسئول خاصيت ضد سرطاني است، سولفيدآليل است.
از اعمال منسوب به سير ، كاهش التهاب ، بهبود پاسخ هاي ايمني و سم زدايي تركيبات سرطان زا مي باشد.
خواص كلينيكي:
-    اثر كاهش چربي :
مطالعات اپيدميوژيكي نشانگر آن است كه افرادي كه بطور معمول سير و پياز مصرف مي كنند ، كلسترول و چربي خون كمتري دارند. در يك مطالعه نشان داده شده است كه كاهش سير حداقل به مدت 3 – 1 ماه باعث كاهش كلسترول تام خون به ميزان mg/dl  1/17 – 2/7 مي شود. مطالعات مشابهي نيز در مورد TG  و LDL  انجام شده كه همين نتايج را نشان داده اند ولي روي ميزان HDL  تأثيري نداشته است. البته در چند مطالعه در مورد سير اين نتايج به دست نيامده است. لذا نتيجه گيري دقيق منوط به انجام مطالعات پيچيده مي باشد.
-    فشارخون :
اثر كاهش فشار خون را نيز به سير نسبت داده اند ،  در حالي كه از 23 مطالعه شاهد – كنترل انجام شده ، فقط 4 مطالعه اين اثر كم ، ولي قابل ملاحظه را نشان داده اند ( 7 – 2 % ) و  بقيه مطالعات آن را تأييد نكرده اند.
-    بيماري هاي قلبي :
در مورد اين خاصيت سير، مطالعات مختلف تأثير چنداني را در كاهش مرگ ومير و يا عوارض بيماري هاي قلبي نشان نداده اند و نتايج مطالعاتي كه اثر بهبودي مختصري را نشان داده اند، در بازنگري ، اثر قابل توجهي را نشان نداده اند.
-    خاصيت ضد سرطاني :
در بعضي از مطالعات ، مصرف سير در بعضي از مناطق دنيا با كاهش بروز سرطان معده و كولون در ارتباط بوده ، همچنين اثرات مختصر ضد سرطاني در سر وگردن ، پروستات و پستان  از آن مشاهده شده است. البته مانند بقيه اثرات سير در بعضي از مطالعات اين اثرات مشاهده نشده است.
-    خواص ديگر:
-    پماد 1% ajoen  - خاصيت ضد قارچ هاي سطحي دارد.
اثر كاهنده قند خون ( در غير ديابتي ها) در چند مطالعه ديده شده است.




    Tribulus terrestris
        خارخسک: خار خاسك عبارت از ميوه هاي تيغ دار به رنگ سبز مايل به زرد بدون بو با طعم نامشخص است كه از پنج بر چه گره مانند تشكيل شده است. هر بر چه داراي سطحي ناصاف است كه بر روي آن تعداد چهار خار بلند و سخت ديده مي شود.
        اين ميوه ها، متعلق به گياهي است به نام خارخسك يا خسك و با نام علمي Tribulus terrestris كه گياهي خزنده و گسترده بر روي زمين است. برگ هاي بزرگ آن داراي تعداد زيادي برگچه هاي متقابل بوده كه پشت آنها كرك دار است و نيز ميوه هاي گرد، پهن و خاردار از علائم مشخصه اش مي باشد. خارخسك بعنوان مدر و تسهيل دهنده عمل تصفيه خون و اعمال كبدي مصرف سنتي دارد.
 
 
 
 
 
 
 


 

 
Trigonella foenum-graecum
        حلبه: در شرايط آزمايشگاهي در حيوانات، نشان داده شده است كه توانايي منع سرطان كبد، تحريك انقباضات رحم و اثرات ضد ديابتي دارد. بيشتر در طب گياهي شمال آفريقا، آب هاي ميانه و هند كاربرد دارد.  دانه هاي آن براي دوران نقاهت بيماري براي تسريع در افزايش وزن بويژه در شرايط آنوركسي تجويز مي شود.
اثرات آرام بخش دانه هايش، مصرف آن را در درمان گاستريت و زخم هاي معده بسيار مؤثر نموده است. از آن براي القاح زايمان و افزايش ترشح شير استفاده مي شود. اثرات ضد ديابت و كاهش دهندة كلسترول آن موجب استفادة آن شده است. درمان موضعي با دانه هاي آن براي درمان آبسه ها، جوش ها، زخم ها و سوختگي ها و دوش واژينال، براي ترشحات واژن بكار مي رود. در طب چيني براي درمان سرطان دهانه رحم استفاده شده است.
    
                

                

 
 
    Ferula assa-foetida
        حلتيت (انقوزه – انجدان ): در آسياي ميانه و هند در طب گياهي، براي مشكلات گوارشي ساده مانند سوء هاضمه و يبوست استفاده مي شود. روغن فرار آن داراي تركيباتي است كه هنگامي كه از راه دستگاه تنفسي خارج مي شوند در تخلية موكوس احتقان يافته، از طريق سرفه مؤثر است. معمولاً بصورت قرص براي برونشيت ، آسم برونكيال، سياه سرفه و مشكلات تنفسي ديگر كاربرد دارد. همچنين فشارخون را پايين آورده و خون را تصفيه مي كند. كاربرد آن در شرايط نوروتيك نيز مشهود است.
 
 




 
 
 Lawsonia inermis
        حنا : اساساً در طب Ayurvedic و يوناني استفاده مي شد. از برگ هاي آن براي غرغره در گلو درد و دم كرده يا جوشاندة آن براي اسهال يا ديسانتري بكار مي رود.
        برگ هاي آن قابض بوده و از خونريزي جلوگيري مي كند و قوياً موجب تقويت خونريزي قاعدگي مي شود. دم كردة پوست درخت آن براي درمان ناراحتي هاي كبدي استفاده مي شود. استفاده از پلاستري از آن براي درمان عفونت هاي قارچي، آكنه و جوش صورت مؤثر است.
 
 
                    
 

 


 
                        Malva silvestris
        خبازی: گل پنجرك يا خبازي، گل هاي آبي پررنگ همراه با ميوه هاي پهن و گرد گياه پنيرك است. گل ها داراي پنج گلبرگ نازك قلبي شكل و كاسبرگ پنج قسمتي و كوچك دو رديفه و ميوه ها از تعداد زيادي برچه تشكيل شده اند كه به صورت فشرده در كنار يكديگر قرار گرفته، صفحه اي گرد را درست مي كنند. اين گل و ميوه ها، متعلق به گياه پنيرك با دو گونه فوق الذكر است كه هر دو متعلق به تيره پنيرك يا تيره ختمي و گياهان علفي و پايا مخصوص نواحي پرآب و اغلب در باغات ديده مي شوند. گل پنيرك بعنوان لينت بخش، جهت برطرف كردن سرفه و نيز به عنوان مدر در مصرف داخلي و همچنين بعنوان شستشو دهنده در مصرف خارجي استفاده سنتي دارد.
 
 
 


 
 
                                            Sinapis alba     
        خردل سفيد: گياه علفي و يكساله است، ساقة آن راست بوده و داراي برگ هاي متناوب، بلند، خميده و با بريدگي هاي شاخه اي مي باشد. در نوك شاخه ها، خوشه اي از گل هاي زرد مي رويد. ميوة آن غلافي دارد كه در موقع رسيدن از هم باز نمي شود و دانه هاي آن زرد و صاف هستند. تمام گياه پوشيده از پرزهاي زبر است. موطن آن مناطق مديترانه است و در مزارع به علت اينكه علوفه با ارزشي بوده و داراي روغن نيز هست كشت مي شود. در قديم يكي از مهمترين گياهان دارويي بهداشتي شناخته شده و بعنوان گياه معطر و پادزهر مورد استفاده قرار مي گرفته است. خردل سفيد، بعنوان چاشني و ملين رفع تب هاي نوبه اي مصرف سنتي دارد.
 
                            
            
 
 


 
 Brassica nigra
        خردل سياه : خردل سياه دانه هاي تيره و كوچك تر از دانه خردل سفيد به قطر يك ميليمتر است كه بو و طعم تند داشته در آب ايجاد موسيلاژ فراوان مي كند و بسيار سوزاننده است. اين دانه ها متعلق به گياه خردل سياه با نام علمي Brassica nigra است. خردل سياه گياهي علفي يكساله است كه بطور وحشي در اكثر نقاط رويش داشته و همچنين كشت مي گردد.
        ساقة گياه، رنگ سبز مايل به آبي داشته، گل هاي آن زرد رنگ و بوي مشخصي دارد. ميوه آن كوتاهتر از ميوة خردل سفيد و منتهي به منقاري نازك و كوتاه بوده و حالت چسبيده به ساقه را دارد. خردل سياه بعنوان چاشني و همچنين تهيه روغن خوراكي و بعنوان ضماد براي دردهاي عضلاني و نيز ملين مصرف سنتي دارد.
 
 
 



 
                                         Ricinus communis
        خروع : روغن كرچك، براي اثرات مسهلي آن بخوبي شناخته شده است و موجب ايجاد مدفوع نرم پس از مصرف آن مي كند. اين روغن چنان مؤثر است كه امروزه نيز در شرايط مسمويت ها، براي پاكسازي دستگاه گوارش استفاده مي شود. بخوبي توسط پوست بدن تحمل مي شود، لذا بعنوان رسانة داروها و مواد آرايشي استفاده مي شود. در هند، بعد از زايمان بر روي سينه ها، براي توليد شير مصرف مي شود. در طب گياهي هند نيز با ضماد دانه هاي آن براي رفع مفاصل ملتهب و دردناك بكار مي رود. در چين، افشردة دانه هاي آن براي درمان فلج عصب صورتي بكار مي رود.
 
 
 

 
 


Cassia fistula  
        خيار شنبر: فلوس عبارت از ميوه هاي استوانه اي به طول تا 60 سانتيمتر و به قطر 3 سانتيمتر كه پوسته اي سخت و قهوه اي رنگ دارد. داخل اين ميوه هاي دراز را تعداد زيادي دانه هاي قرمز تيره كه بوسيله تيغه هاي افقي از يكديگر جدا مي گردند، پر مي نمايد. اين ميوه ها متعلق به درخت فلوس يا درخت فروع هندي با نام علمي Cassia fistula است. مغز فلوس بعنوان ملين و مسهل، مصرف سنتي دارد. براي جلوگيري از عوارض جانبي مانند چسبيده شدن به جداره هاي روده و يا دستگاه گوارش معده آن را همراه با كمي روغن كرچك مصرف مي نمايند.
 
 
 
 


 

                                    Cinnamomum zeylanicum
        


دارچينی :اثرات آن بدليل روغن فرار آن كه داراي خواص ضد ويروس و تحريك كنندگي است مي باشد. در هند و اروپا، بصورت سنتي، بعنوان گياه گرم كننده براي شرايط سردي، اغلب در تركيب با ginger استفاده مي شود. اين گياه موجب تحريك گردش خون، بويژه در انگشتان دست ها و پاها مي شود. بعنوان يك داروي سنتي و مشكلات گوارشي مانند حالت تهوع، استفراغ و اسهال براي دردهاي عضلاني و علائم ديگر بيماري هاي ويروسي مانند سرماخوردگي مصرف مي شود. در زمان نقاهت بيماري و از كارافتادگي نيز كاربرد دارد. در هند پس از زايمان، بعنوان ضدبارداري استفاده مي شود.
        عصارة پوست درخت آن خواص ضدباكتري و ضد قارچي داشته و بر اساس تحقيقات ژاپني ها،   جزء  Cinnamaldehyde اثر آرامبخش و مسكن را دارد و موجب كاهش فشار خون و تب مي شود.




 
                                        Foeniculum vulgare
        رازيانج: دانه هاي آن براي رفع نفخ، درد معده و تحريك اشتها كاربرد دارد. اين دانه ها همچنين داراي خواص ادرار آوري و ضدالتهابي مي باشند. دم كردة دانه هاي آن براي رفع سوء هاضمه و كاهش نفخ شكمي استفاده مؤثر دارد. اين دانه ها همچنين در درمان سنگ هاي كليوي و تركيبي با آن براي التهاب مثانه مصرف مي شود. دم كرده اي از دانه هاي آن براي غرغره جهت گلودرد و بعنوان خلط آور ضعيف استفاده مي شود.
        دم كردة يا شربت آن در كودكان براي كوليك شكمي و دردهاي دنداني استفاده مي شود. براي افزايش ترشح شير و نيز بعنوان شويندة چشم در دردهاي چشمي و التهاب ملتحمه كاربرد دارد.
 

 

 
                                            Inula helenium
        راسن : اين گياه بعنوان يك تحريك كننده، داراي اثر دفع خلط و موكوس از ريه ها است. به نظر مي رسد كه روغن فرار آن تا حدودي عامل اين اثر و اثر ضدعفوني كنندگي آن باشد. اثر بسيار خوبي روي برونشيت مزمن و آسم برونكيال دارد. براي مشكلات گوارشي نيز اثر تونيك داشته و موجب تحريك اشتها و رفع ديس پپسي مي شود. داروي خوبي نيز براي كرم هاي روده اي است. قبلاً از آن براي درمان سل استفاده مي شد. در تركيب با گياهان ضدعفوني كنندة ديگر براي عفونت هاي لوزه ها مؤثراست.
 
 
 
 



 

                                        Aristolochia indica
        زراوند: ريشه گياه، طعم تند و تلخ و اثر قاعده آور دارد. در رفع درد مفاصل و ناراحتي هاي هضمي دفعي كودكان مؤثر است. دانه آن التهاب را تسكين مي دهد و سرفه هاي خشك و تنگي نفس اطفال را درمان مي كند. از ريشه گياه به عنوان مقوي و محرك نيز استفاده مي شود. در هند و نواحي ديگر جهت تقويت بيماران وبايي بكار مي رود و حتي جوشانده ريشه آن را به روي شكم بيمار اثر مي دهند. از كليه قسمت هاي گياه جهت درمان مارگزيدگي استفاده مي شود.



        
                                        Aristolochia rotunda
        زراوند :يك گياه آسيايي و اروپايي است كه در ايران بعنوان داروي تونيك و القاح قاعدگي استفاده مي شود.
 
                                        
 
 
 
 
 

 
     Crocus sativus
        زعفران :از قديم اين گياه در آسيا بعنوان ادويه اي معطر و رنگ دهندة گياهي طبي، كشت داده مي شده است. زعفران در فارماكولوژي براي تهية تنطورها، عصاره ها، داروهاي چشمي و خصوصاً قرص هاي جذب كننده بكار مي رود. اين گياه بايستي با احتياط و به مقدار كم مصرف شود. زيرا مصرف آن به مقدار زياد باعث خونريزي، تهوع، اسهال و سرگيجه مي شود. بخاطر قيمت گران آن، در بسياري از موارد از مواد شبيه به آن استفاده مي شود.
        داروهاي ارزان تر و مؤثرتر از آن وجود دارد كه موجب القاح قاعدگي و درمان دردهاي دوره اي خونريزي رحمي مزمن و رفع سوء هاضمه و كوليك مي شوند.
 
 

 
 


 
                                             Iris florentina
        زنبق : ريزوم تازه زنبق به مقادير كم ، اثر مدر، خلط آور و دفع كرم ظاهر مي كند. مقادير زياد آن، مسهلي قوي و قي آور است، بطوري كه موجبات تحريك دستگاه هضم، درد در روده، استفراغ و دفع زياد مدفوع را فراهم مي آورد. از مصرف مقادير كم و مناسب ريزوم زنبق، نتايج رضايت بخش در درمان خيز عمومي، استسقاء و ساير اشكال آب آوردن انساج بدست آورده اند. بر اين منظور، شيره تازه ريزوم را به مقدار 15 تا 30 و حتي در مواردي تا 60 گرم، بطور ساده يا مخلوط در عسل يا آب راز يا نه يا شربت بنفشه، كربنات پتاسيم، دم كرده ختمي و يا مخلوط آب جوجه به منظور كاهش دادن اثر مسهلي قوي آن به كار مي برند. گرد ريزوم زنبق بطور محسوس اثر درماني كمتر ظاهر مي كند. معهذا از آن نيز در رفع آسم مرطوب، سياه سرفه، نزله مزمن ريه، گريپ هاي مداوم و غيره، نتايج خوب به دست مي آيد. از ريزوم زنبق در تهيه بعضي كيلورها، و رموت ها و برخي انواع شراب استفاده مي گردد.
 


 


 
Zingiber officinale  
        زنجبيل : داروي مناسبي براي شكايات گوارشي مانند تهوع، نفخ شكم و كوليك شكمي است. در رفع بيماري سفر مؤثر است و بدليل اثرات ضدسپتيك آن براي عفونت هاي گوارشي مانند مسموميت هاي غذايي استفاده مي شود. موجب تحريك گردش خون و هدايت آن به سطح مي شود. در پري فشار خون تأثير دارد. موجب افزايش تعريق و كمك به كاهش حرارت بدن در تب مي كند. گرم كننده است و براي تسكين سرفه، سرماخوردگي و مشكلات تنفسي بكار مي رود. در چين در يك كار آزمايي باليني، 70 درصد بيماران با ديسانتري باسيلي، بهبودي يافتند. در كارآزمايي بيمارستان بارتولوموس در لندن در سال 1990، اين گياه تأثير بيشتري نسبت به داروهاي رايج براي درمان تهوع پس از عمل جراحي داشته است.
 
 


 

 
Hyssopus officinalis
        زوفا : اثر سودمندي براي درمان برونشيت و عفونت هاي تنفسي دارد، بويژه هنگامي كه ساخت موكوس فراوان مشاهده مي شود. به نظر مي رسد كه توليد موكوس آبكي را افزايش داده و همزمان تخليه آن را از سيستم تنفسي موجب مي شود. بدليل تحريك كردن غشاء هاي مخاطي، مي توان از اثر تحريكي آن، پس از سير توفندة عفونت ها در جهت نقاهت عمومي استفاده نمود. بعنوان يك سداتيو، داراي اثر مفيدي در آسم كودكان و بزرگسالان، بويژه زماني كه حملات حاد با احتقان موكوسي است مي باشد. مانند گياهان ديگر كه داراي روغن فرار قوي اي هستند، موجب تسكين دستگاه گوارش و بر علية سوء هاضمه، نفخ و كوليك مؤثر است.
 





 
                                            Cyperus longus
        سعد : ريزوم خزنده و ساقه اي سه گوش، به ارتفاع 40 سانتيمتر تا 1 متر دارد. برگهاي آن، بلند، باريك و دراز است. در منطقه وسيعي از ايران مانند اطراف تهران، لرستان، بيشه، اشتران كوه، خرم آباد، بلوچستان، شيراز و كازرون مي رويد. قسمت متورم ريزوم آن معطر است و از آن در اسپانيا و نواحي ديگر به عنوان نيرو دهنده، مقوي معده و قاعده آور استفاده مي شود.
 
 
 
 

 


Beta vulgaris
        سلق : حامي كبد، كيسة صفرا و مجاري صفراوي بوده و بر روي متابوليسم چربي اثر گذاشته و موجب كاهش چربي خون مي شود. موجب تحريك سيستم ايمني شده و توسط بعضي از متخصصين طب گياهي در رژيم هاي ضد سرطان كاربرد دارد.
 
 
 
 
 
 

 
Rhus coriaria
        سماق : سماق عبارت از ميوه هاي قرمز رنگ و يا پودر ميوه هاي قرمز رنگ است كه از درختچه سماق با نام علمي: Rhus coriaria بدست مي آيد. سماق طعمي ترش، تلخ و گس داشته از خشك كردن ميوه هاي درختچه سماق بدست مي آيد.
        سماق درختچه اي است بومي نواحي مركزي ايران كه در نقاط ديگر نيز پراكنش دارد. سماق به صورت كاملاً رسيده به عنوان بندآورنده خون، برطرف كنندة اسهال و بعنوان چاشني مصرف سنتي دارد. قابل ذكر است كه ميوه هاي سبزرنگ گياه، شديداً سمي است.



 
Sesamum indicum
        سمسم ( کنجد ): دانه هاي آن براي سرگيجه، وزوز گوش و تاري ديد استفاده مي شود. بدليل اثر لوبريكانت آن كاربرد دارد. دانه هاي آن همچنين داراي قدرت تحريك توليد شير دارد. در مراحل تحقيقات نشان داده شده است كه دانه ها قند خون را كاهش و موجب افزايش ذخيرة كاربوهيدرات (گليكوژن) بدن مي شود.
 
 
 
 
 
 


 
Valeriana officinalis
        سنبل الطيب : در قرون وسطي بعنوان درمان كامل از آن نام مي بردند و در درمان صرع از آن استفاده مي شد. در سال 1592 فابيوس كالومنا، با چاپ كتاب طب گياهي خود، اشاره نمود كه صرع خود را با اين گياه درمان كرده است، اين گياه موجب كاهش تحريك پذيري اعصاب شده و بطور كلي در شرايط تمام موارد استرس زا مؤثر است. بطور عمومي داراي اثري آرام كننده است تا سداتيو. بسياري از علائم اضطراب شامل لرزش، پانيك، تپش قلب و تعريق را كاهش مي دهد. داروي مؤثري براي بي خوابي در شرايط اضطراب است. اثر شل كننده روي ماهيچه هاي منقبض شده داشته و براي كشش گردن و ماهيچه هاي شانه، آسم، كوليك، سندرم رودة تحريك پذير و اسپاسم هاي ماهيچه اي و دردهاي قاعدگي مؤثر است.
        با داروهاي ديگر براي فشار خون كه با استرس و اضطراب توأم است مصرف مي شود. تحقيقات دامنه دار در آلمان و سوئيس تأييد كننده اثر آن روي خواب و كيفيت خواب و كاهش فشارخون است. اثر كاهندگي روي فعاليت عصبي با طولاني نمودن اثر يك انتقال دهندة عصبي مهاري دارد.




 
Fumasia parviflora
        شاهتره: شاتره يا شاهتره، سرشاخه هاي نازك، شكننده و سبزرنگي است كه شامل برگ هاي خرد شده، شاخه هاي چوبي و ترد و ميوه هاي ريز كاملاً كروي برنگ سبز تيره است كه گاهي همراه با آن ها گل هاي كشيده و صورتي رنگ نيز ديده مي شود. اين سرشاخه ها متعلق به دو گونه شاتره با نام هاي علمي Fumaria parviflora و Fumaria vaillantii است كه گياهاني علفي، پرآب و مخصوص فصل بهار بوده و در اغلب نقاط ايران، خصوصاً اطراف باغات و مزارع ديده مي شود. شاتره بعنوان تصفيه كنندة خون، برطرف كنندة خارش هاي جلدي و معرق مصرف سنتي داشته، آب مقطر آن بنام شاه تره در بازار دارويي ايران به مصارف مشابه ذكر شده مي رسد.
 


 

                                 
Nigella sativa
        شونيز : دانه هاي سياه آن براي دستگاه گوارش مؤثر بوده و موجب كاهش درد شكم، اسپاس و رفع نفخ شكمي و كوليك مي شود. بدليل اثرات آنتي سپتيك آن براي درمان كرم هاي روده اي، بويژه در كودكان مصرف مي شود. در هند براي افزايش توليد شير از سينه ها كاربرد دارد.
 
    



 
                    
 
    Polyporus officinalis
        غاريقون : مادة مؤثر اين قارچ، رزين قهوه اي رنگ است كه به نام آگاريسين ناميده شده است. اين رزين در واقع شامل اسيدآگاريسيك است كه ماده اي سمي است كه ابتدا اثر محرك و سپس فلج كننده پياز مغز تيره و مراكز حركتي، ظاهر مي كند. بعلاوه داراي يك عمل اختصاصي بر روي انتهاي عصبي غده هاي مولد عرق است. بدين معني كه مانع ترشحات غدد مولد عرق مي گردد. رزين موجود در قارچ نيز اثر مسهلي قوي دارد و غالباً ايجاد استفراغ و اسهال مي كند. فرآورده هاي اين قارچ، با دارا بودن اسيد آگاريسيك و رزين هاي مذكور، براي رفع عرق شبانه مسلولين به كار مي روند. مصرف آنها بايد هميشه 5 تا 6 ساعت زودتر از زماني باشد كه اثر آن را انتظار دارند.



 
    Euphorbia resinifera

        فرفيون : رزين اوفورب داراي اثر قرمز كنندة پوست و حتي تاول آور است. بعلاوه اثر مسهلي قوي دارد. مصرف مقدار نسبتاً زياد آن ايجاد التهاب، تورم امعاء، قي ، عدم هم آهنگي حركات قلب و تشنج مي نمايد. ضمناً به شدت عطسه آور است. رزين او فورب به علت خطراتي كه دارد، به مصارف داخلي نمي رسد ولي در استعمال خارج به عنوان قرمز كنندة پوست، تاول آور و ساختن مشمع هائي به منظور هاي فوق، مخصوصاً در دامپزشكي مورد استفاده قرار مي گيرد.
 


                            
                

 
 Pistacia vera
        فستق : پوست پسته قطعاتي است سبزرنگ يا خاكستري متمايل به سبز و قايقي شكل با قسمت داخلي سفيد رنگ كه از پوستة روئي ميوه هاي پسته با نام علمي Pistacia vera حاصل مي شود. درخت پسته به صورت كاشته شده در بسياري از نقاط ايران خصوصاً استان مركزي و كرمان ديده مي شود. درخت پسته داراي ساقه هاي سفيد رنگ برگ هاي بيضوي و ميوه هاي بادامي شكل است. پوست پسته بعنوان مقوي و آرام بخش و بصورت مربا و نيز بندآورندة اسهال مصرف سنتي دارد.
 
 


                                            Piper nigrum
        فلفل سياه  : اثر تحريكي و ضد سپتيك روي سيستم دستگاه گوارش و گردش خون دارد. به شكل شايع براي گرم سازي بدن، يا بهبودي كارايي سيستم گوارش در موارد تهوع، دردهاي معده اي، نفخ، يبوست يا كاهش اشتها مصرف مي شود.
        اسانس آن دردهاي روماتيسمي و دندان درد را از بين مي برد. ضد سپتيك است و ضد باكتريال و تب را كاهش مي دهد.
 
 
 

 



 
 
Rubia tinctorium
        فوه : در طول تاريخ، بعنوان رنگ قرمز استفاده شده است، در جهان باستان، ريشة آن براي درمان يرقان، سياتيك، فلج و مدر استفاده مي شده است. اكنون بندرت بعنوان درمان سنگ هاي مثانه و كليوي كاربرد دارد.
 
 
 
 
 
 
 


 

Equisetum arvensis
        قنطريون : يك منعقد كنندة بسيار جالب است. موجب بند آمدن زخم ها، قطع خونريزي بيني و كاهش سرفة خوني مي شود. اثر قابض روي سيستم ادراري- تناسلي دارند، بنابراين اثر با ارزشي در خونريزي در سيستم ادراري، عفونت هاي مثانه و بيماري پروستات دارد. در تسريع درمان بافت همبند و افزايش قدرت والاستيسيتي آن را دارد. براي درمان مشكلات روماتيسمي و مفاصل، بيماري هاي ريه، مانند آمفيزم براي تورم مزمن ساق هاي پا نيز استفاده مي شده است.
 
 
 
 



 
 

Ferula galbanifera  

    قنه : نقش محرك دستگاه گوارش و ضد اسپاسمي دارد و كاهش نفخ شكم، دردهاي گريپ و كوليك دارد. نقش اكسپكتورانت نيز دارد. بعنوان يك پماد، در درمان زخم ها كمك كننده است.
 
 
 
 
 


 
 

 
                             abrotanum Artemisia
        قيصوم : با افزايش ترشحات معده و روده ها، مقوي و حامي عملكرد دستگاه گوارش مي باشد. دم كردة آن براي كودكان در درمان كرم هاي روده اي بكار برده شده است. محرك قاعدگي بوده و براي تحريك شروع قاعدگي و از بين بردن آمنوره استفاده مي شود.

 
                                    
    
 
    Piper cubeba
        کبابه : ضد نفخ و ضدعفوني كننده بوده و ميوة آن بعنوان مقابله با عفونت هاي مجاري ادراري استفاده مي شود و در قبل  براي درمان سوزاك بكار برده مي شد. در برونشيت مزمن بعنوان يك خلط آور استفاده مي گرديد.
 
 
 
 
 
 
 


 


 
         Physalis alkakengi
        کاکنج : براي مصارف دارويي، ميوة رسيده آن را از داخل كيسه خشك شده آن بيرون آورده روي شبكه هاي توري در سايه پهن نموده و خشك مي كنند و يا در خشك كن با حداكثر 40 درجه سانتيگراد حرارت اين كار را انجام مي دهند. آنها بدون بو بوده و طعمي تلخ دارند. اين ميوه ها محتوي يك ماده اصلي تلخ به نام فيزالين، آلكالوئيدها، مواد رنگي آلي و مقدار زيادي ويتامين ث مي باشند. اين مواد دفع اسيد اوريك را تسريع نموده و بنابراين در مورد ناراحتي هاي كليوي و مجاري ادرار، نقرس و روماتيسم  ها مورد استفاده قرار مي گيرد. از ميوه هاي رسيده اين گياه، دم كرده اي به مقدار 15 تا 30 گرم در نيم ليتر آب تهيه نموده كه دو ليوان در روز از آن مي آشامند. بخاطر وجود مقدار زيادي ويتامين ث در اين ميوه ها، دم كرده آن را در بهار و در دوران نقاهت نيز مصرف مي كنند. همچنين در سالاد مي توان از ميوه هاي تازه و بدون غلاف آن كه تلخ است استفاده كرد.
 


 
 

 
Tragopogon porrigolius
        لحيه التيس : موجب بند آمدن خون و تسريع در ترميم بافت آسيب ديده مي شود. در درمان خون مردگي ها و استخوان هاي شكسته درمان جايگزين است. يك لوسيون يا پماد آن براي درمان بواسير، فيستول و زخم استفاده مي شود. داراي خواص مدر، ضد خلط آور و ضدنزله است. مصرف شايع براي گاستريت، زخم هاي پپتيك، اسهال ، ديسانتري، سندرم روده تحريك پذير، از دست دادن صدا و خونريزي هاي دستگاه ادراري دارد.




 
Amygdalus communis
        لوز : بادام تلخ  ميوه هاي خاكستري رنگ با پوسته سخت و صاف است كه كوچكتر از بادام معمولي بوده از درخت بادام تلخ يا لوز تلخ بدست مي آيد. بادام تلخ بومي نواحي شمالغربي و مركزي ايران است و بعنوان پايه براي بادامهاي معمولي استفاده مي گردد.
        دانه هاي آن شديداً تلخ است و پس از گرفتن تلخي آن بعنوان تنقلات مصرف ميشود. بادام تلخ بعنوان آرام بخش، ضد درد و ملين مصرف سنتي دارد و يكي از محصولات مهم صادراتي است.
 
 
 

 
 


 
                                            Citrus limon
 
        ليمو ترش : با وجود محتوي اسيدي آن، هنگامي كه هضم شده اثر قليايي در بدن داشته و در شرايط بيماري هاي روماتيسمي كه اسيديته از عوامل مشاركت كننده است مؤثر است. روغن فرّار آن ضدعفوني كننده و ضد باكتريال است. بيوفلاونوئيدها ضد اكسيدان بوده و موجب قوت لاية دروني عروق خوني، بويژه مويرگ ها و سياهرگ ها شده و بعنوان ضد واريس سياهرگها و خون مردگي ها كمك كننده است. ليمو بعنوان يك داروي پيشگيري كننده مطرح مي باشد و خواص پاك كنندگي و ضدعفوني كنندة آن براي افرادي كه مستعد تصلب شرائين هستند و عفونت ها و تب ها مؤثر است.
        توانايي آن براي قدرت بخشي به ديوارة عروق خوني از بيماري هاي دستگاه گردش خون و خونريزي از مخاط دهان جلوگيري مي كند. آب ليمو براي سرماخوردگي، آنفلوآنزا و عفونت هاي ريوي خوب بوده و قواي سم زدايي كبد را تحريك كرده و اشتها را بهبود مي بخشد و از اسيديته معده كاسته و در زخم ها، آرتريت، نقرس و روماتيسم كمك كننده است. بعنوان يك غرغره، براي گلودرد، عفونت لثه ها و زخم هاي دهاني سودمند است. بصورت استعمال خارجي براي آكنه، پاي ورزشكاران، گزش حشرات، عفونت هاي قارچي پوست، آفتاب سوختگي و زگيل هاي ويروسي كمك كننده است.


 

                                        Chelidonium najus

         ماميران : به عنوان يك آرامبخش ملايم، شل كنندة عضلات مجاري برونش ها، روده ها و ديگر اندام ها عمل مي كند. در سنت هاي طبي چيني و غربي، براي درمان برونشيت، سياه سرفه و آسم استفاده مي شده است. اثر ضد اسپاسموديك آن تا ناحية كيسة صفرا امتداد يافته و موجب تسريع جريان صفرا مي شود كه بخشي  از اثر آن در درمان يرقان، سنگ هاي صفراوي و دردهاي كيسة صفرا  و خواص سم زدايي آن مربوط به اين اثر است. برعكس در رحم، موجب انقباض عضلات آن مي شود. اين گياه براي درمان و تسريع بهبودي بيماري هاي پوستي مانند اگزما كاربرد دارد. لاتكس زرد آن بر روي زگيل ها، عفونت هاي قارچي پوست و تومورهاي پوستي بدخيم بكار برده مي شود و موجب شكست تدريجي آنها بدليل اثر آنزيم هاي حل كنندة پروتيئني آن مي شود.
 
 




 
 
                        Pistacia lenticus
    

    مصطکی : براي ناراحتي هاي برنش هاي تنفسي و سرفه و براي درمان اسهال نيز استفاده مي شده است. براي درمان جوش، زخم ها و بيماريهاي پوستي كاربرد داشته است.
 
 
 
 
 

 
                                    Narcissus pseudo-narcissus
        نرجس : داراي پيازي با اثر قي آور است. اعراب آن را بدين منظور و در رفع خستگي ها بكار مي برند. گلبرگ هاي آن اثر مخدر دارد و سابقاً دم كرده آن بيشتر در طب عوام مورد استفاده قرار مي گرفته است.
 
 
 
 
 

                                        
    Mentha sativa
        نعناع : نعناع گياهي است پايا كه از طريق ريشه تكثير مي يابد. اين گياه كه برگهايي بيضوي تا كشيده و باريك داشته، بويي بسيار معطر و طعم تند و خنك كننده دارد. نعناء بعنوان ضد نفخ، ضد درد و تسهيل كننده هضم و برطرف كننده سردي، مصرف سنتي دارد و همچنين عرق حاصل از تقطير سرشاخه هاي گلدار آن به منظور هاي فوق مصرف بسيار فراوان دارد.
 
        
 

 

 
                                 Cichorium intybus
        هند باء ( کاسنی ) : اثر تونيك بسيار عالي براي كبد و دستگاه گوارش دارد. ريشه از لحاظ نقش حمايتي از كبد و معده و پاكسازي مجاري ادراري نقش دارد. براي دردهاي روماتيسمي و نقرس و بعنوان مسهل ضعيف، بويژه در كودكان كاربرد دارد. دم كردة برگ ها و گل ها براي هضم كمك كننده است.
 
 
 
 
 


 
Rosa damascena
        گل ورد : درختچه هايي هستند با خارهاي ريز يا قلابي شكل، گل هاي درشت و بسيار خوشبو و برگ هايي مركب از تعداد زيادي برگچه و در شمال غرب، مركز و جنوب ايران رويش داشته در سطوح وسيع كشت مي گردند.
        گلسرخ بعنوان يك ملين ضعيف و جلوگيري كننده از عمل مسهل هاي قوي و نيز جهت تهية گلاب و نيز مرباي گل قند مصرف سنتي دارد.
 
 






 

نظرات کاربران

کاربر گرامی لطفا جهت ارسال نظر ثبت نام کنید و یا وارد شوید

نظرات شما


کلیه حقوق مادی و معنوی برای گروه سی تپ محفوظ می باشد . هر گونه کپی برداری از محتوای آموزشی با ذکر منبع مجاز می باشد.


طراحی شده توسط گروه برنامه نویسی سی تپ مهر ماه 95